به نام خدا
سابقه مباحث مرتبط با حوزه ارتباط دین وسیاست رامیتوان چندین قرن پیش در نظر گرفت .
اما به نظر میرسد این مباحث در ۵۰ سال اخیر بسیار پر رنگتر از قبل و به صورت بحث برانگیزتر مطرح شده است .
اما در تقسیم بندیهای که میتوان در حوزه انواع ایده های مرتبط با این مباحث مد نظر گرفت سه طیف فکری وجود دارند .
۱- افرادی معتقدند که دین وسیاست کاملا دو مقوله جدا از هم هستند درمیان معتقدان این تفکر افردای گام را فراتر ازاین نهاده بر این اعتقادند که دین به عنوان مقوله ای است که مسیر پیشرفت وترقی را در همه ابعاد کند وحتی متوقف میکند و خواهان حذف دین ازتمامی شئونات فردی واجتماعی بشر هستند.
۲-افرادی معتقدند که دین و سیاست دو مقوله که در هم امیخته وغیر قابل تفکیک میباشد در میان پیروان این تفکر افرادی با دید تند روانه بر این اعتقادند که سیاست نوزاد کاملا ناقص الخلقه ایست که دین باید آنرا سرپرستی کند
۳- اما گروه سومی نیز وجود دارند که برای حضور دین در عرصه سیاست و بالعکس مرزهای مشخصی تعریف کرده که این گروه دارای طبقه بندیهای متفاوتری نسبت به دو گروه قبل هستند در مباحث آینده در مورد این گروه بیشتر توضیح خواهیم داد.
نظر خودت کدومشه؟؟؟
بعد ارسال ادامه مطالب مشخص خواهد شد
من گزینه یک را انتخاب میکنم
راجع به گزینه 2 باید عرض کنم که سیاست مانند غولیست در برابر دین(که دین نباید دورو برش بپلکه)