در ادامه مبحث ارتباط دین و سیاست به دسته بندی طبقه سوم میپردازیم
این طیف تفکر که نسبت به دو گروه دیگر دارای افکار متعادل تری هستند ولی دارای تنوع بیشتری هستند که در ذیل به برخی از انها اشاره مکنیم
الف - عده ای بر این نظرند دین تنها باید نقش ارشادی نسبت به سیاست داشته باشد یعنی وقتی در مساله ای که ان را بر خلاف مبانی انسانی ودینی مشاهده شد به عنوان یک دلسوز اقدام به بیان تذکر نمایند وسیاسیون با بررسی موضوع میتوانند انرا بپذیرند یا رد نمایند .
ب - نظر دیگر آن است که دین باید یک نقش مشاوره ای نسبت به مسایل داشته باشد یعنی سعی شود قبل از این که مساله به یک قانون تبدیل شود باید مورد مداقه وتوجه مشاوران دینی قرار گیرد تا هم پذیرش آن در جامعه راحت تر وسهل تر است وهم پوشش مذهبی به خود میگردد باید توجه داشت در این تفکر احتمال لابی های پشت پرده وجود دارد.
ج- گروه سوم دین نه به عنوان مشاور بلکه به عنوان یک مدیر دارای یک رای تاثیر گذار است و خود دارای قدرت تصمیم میباشد در حقیقت دین وسیاست دارای وزنی برابر در این عرصه هستند.
د-دسته چهارم اما این دسته افراد یک حق وتو برای دین قائلند یعنی به نوعی افسار سیاست در به دست دین میسپارند یعنی دین در تمام جزئیات سیاست صاحب نظر است.